تبليغاتX
کویر زار بردخون
کویر زار بردخون

قالبهای وبلاگ تماس آرشیو صفحه نخست
محرم پنجشنبه بیست و ششم آذر 1388--حسن بردستانی
ماه محرم ماه شهادت امام معصوم حسین علیه السلام ویاران فداکارش بر شیعیان جهان تسلیت باد.در این ماه پسندیده است با شرکت در مراسم مذهبی یاد امام بزرگوار واصحاب مخلصش را گرامی داریم و با گوش دادن به سخنرانی ها و خواندن

کتاب هر چه بیشتر نسبت به امام حسین علیه السلام شناخت  پیدا کنیم

و از خواندن زیارت عاشورا غفلت نکرده و معنای آن را مرور کنیم. التماس دعا


لینک به نوشته |
كلمات قصار حضرت علي (ع) دوشنبه بیست و پنجم آبان 1388--حسن بردستانی

كلمات قصار حضرت علي (ع)

 

اگر پرده به کنار رود، بر یقین من افزوده نمی‏شود.

مردم خفتگانند؛ چون بمیرند بیدار می‏شوند.

مردم به زمانه خویش شبیه‏ترند تا به پدران خویش.

ارزش هرکس به اندازه چیزی است که آن را نیکو می‏داند.

آن‏که قدر و اندازه خویش بشناسد، هلاک نمی‏شود.           

هرکه خود را بشناسد، پروردگار خویش را خواهد شناخت.

مرد در زیر زبانش پنهان است.

هرکه زبان او خوش باشد، برادران او بسیار باشند.

با نیکی کردن آزاد بنده می‏شود [و راه خدمتکاری می‏پوید].

نگاه نکن که می‏گوید؛ ببین چه می‏گوید.

زاری کردن به وقت بلا، تمامی محنت است؛ [چرا که موجب محرومیت از ثواب الهی می‏شود].

با وجود ستم، هیچ پیروزی‏ای وجود ندارد.

با بودن خودخواهی، ستایشی هم نیست؛ [یعنی هرکه خودخواه باشد، مردم ستایش او نمی‏گویند و دوستی او نمی‏جویند].

با بودن بخل، هیچ نیکویی نیست [یعنی مردم نسبت به آن که بخیل باشد، نیکی نمی‏کنند، یا بخل و نیکی با هم جمع نمی‏شوند].

بسیار غذا خوردن مانع تندرستی است.

 

سالاری و بزرگی با بی‏ادبی جمع نمی‏شود.

پرهیزگاری (و دوری از حرام) با حرص و آز جمع نمی‏شود.

با بودن حسد، هیچ آسایش وجود نخواهد داشت.

دوستی با لجاجت جمع نمی‏شود؛ [یعنی مردم از حسود می‏گریزند و از دوستی کردن با او می‏پرهیزند].

دید و بازدید [دوستان و خویشاوندان] با بدخویی نمی‏سازد [و مستلزم گشاده‏رویی و خوشخویی است].


لینک به نوشته |
باران حُزن شنبه دوم آبان 1388--حسن بردستانی

باران حُزن

 آن شب، قطره اشکی به حسرت در چشمان چاه مانده بود و خروش سکوتی. آن شب، چاه سخت چشم به راه بود تا قصه گوی دردهای قبیله باز آید و ساز سخن کند بغض فرو خورده اش را.

نخلستانِ خاموش نیز بیدار ایستاده بود تا گام های وصال را به آغوش کشد.

نگاه خستۀ کودکان گرسنه، بر چهار چوب خانه ها خشکیده بود و سفره های خالی، یتیمان کوفه را به میهمانی حزن می بردند.

 دیگر دستی نبود، تا زلف پریشان کودکان اندوه را نوازش کند و شانه ای نبود تا اندوه طفلان داغ را به دوش کشد. آوارنشینان پریشان، در انتظار گام های عطوفت، گوش به سمت آسمانی کوفه داشتند.

آن شب، محراب، شرمگین بر خون فرق محبوب بوسه می نواخت.

دیگر صدای آشنای دلدار، فضای خاموش مسجد را معطر نمی ساخت و سجده گاه عرفانی از اخلاص تهی گشته بود.

آن شب دستان شوم قساوت، بهار عدالت را در محراب سبز عبادت، به آتش کشیدند و فرق خورشید امّید را به تیغ کینه شکافتند. آن شب برپیشانی زلال آسمان، جوی خون راندند.

دریا دو نیم گشت و نفس های اقیانوس به شماره افتاد.

و فردا در ازدحام کاسه های شیر، زهر تنهایی بر گونه های بارانی جاری بود.

در گریه زار کوچه های کوفه پاییز باریده بود و ساکنان غفلت، حسرت روزهای بهاری خویش را شرمگینانه می گریستند.

هِق هِق فرو مردۀ حنجره های معصوم کودکان ـ که سر بر شانۀ دیوار، فردای تنهایی خویش را ماتم گرفته بودند ـ از فضای کوچه های عطش بیرون نمی جهید.

کاسه های شیر به سنگ یأس از دستان عطوفت افتاد و پیمانه های احسان کودکان، بر پیشای خاک فرو ریخت و کوفه ماند و خاکستری از خیمه هایِ دل های سوخته و نقشی از خرابه هایی که مردمانش مرده باشند.

کوفه ماند و مسجدی خاموش و سجّادهای خونین و ردّ سرخی از سفر بی پایان آفتاب و گام های خسته، خوشدلی های خویش را به دوش می بردند.

به دوش می بردند بهاران کوفه! به دوش می بردند صفای ناآشنای سفره های یتیمان خسته را.

و شیعه از آن روز، سوگنامۀ مظلومیت های خویش را در دل سرود.

از آن روزی که نفس های فضیلت به شماره افتاد.

از روزی که یلدای ماندگار هجر، سیاه چادرش را بر ایوان تنهایی ها آویخت.

و شیعه بر داغ آمال متبرّک خویش که در قربان گاه حادثه ها شهید شدند، جام صبوری نوشید و به انتظار صبح شکوهمند فردا دیده به راه دوخت. فردایی که در سایه ظهور آسمانی «کرامت» سراسر گیتی به میهمانی جلوه های بهشت خواهد رفت.

فردایی که از آنِ شیعیان خواهد بود. فردا. فردا  

بر گرفته از سایت هنری علی بحرینی

        


لینک به نوشته |
باران پنجشنبه سی ام مهر 1388--حسن بردستانی

رحمت الهی؛ باران عشق و آگاهی است که بی دریغ می باردو هرکه خود را در معرض این بارش قرار دهد می تواند از این فیض بهره مند گردد. انسان از ظلمت دنیای جنینی ، ناآگاه متولد می شود و می تواند همراه با رشد بیولوژیکی رو به سوی کمال سیر الی النور داشته باشد. چنانکه در آیه ی 21 سوره ی نور می فرماید :« از گام های شیطان پیروی نکنید. هرکه پیرو گام های شیطان شود او به اعمال زشت فرمان می دهد و اگر فضل و رحمت الهی بر شما نبود هرگز احدی از شما پاک نمی شد. » به قول حافظ؛ هرکه آمد به جهان نقش خرابی دارد.

بخش نا شناخته ی داستان خلقت بخشی است که با داده های رمزگونه ی خداوند کشف می شود و غالباً با چرا و چگونه آغاز می گردد. بحث ارتباط خدا، انسان و شیطان یکی از معماهائی است که همیشه بشر را به تفکر واداشته و گاهی انگیزه برای یافتن جواب، به حدی می رسد که خواب را از چشم ها دور می کند. چرا انسان در تقابل با شیطان قرار گرفته است؟ در این کشاکش کدام پیروز میدان است؟ سلاح آن ها در این پیکار چیست؟ آیا با قدرتی که شیطان دارد این مبارزه عادلانه است؟ در آیه ی 48 انفال می خوانیم شیطان بعد از عملی کردن دسیسه هایش و ایجاد ستیز و تفرقه و فریب انسان ها کناری می کشد و می گوید:" من از شما بیزارم. من چیزی می بینم که شما نمی بینید". شاید این سئوال مطرح شود که چرا خداوند به شیطان اجازه داده تا انسان را بازیچه و ملعبه ی خود قرار دهد. در آن صورت این نکته  نادیده گرفته شده که توطئه ی شیطان در این داستان و آیات مشابه دیگر افشا گردیده و به نحوی ما را با اطلاعات مهم وحساس یعنی ماهیت،خط مشی وابزار شیطان آشنا ساخته اند و با شفاف سازی کمال و قدرت در انتخاب راه به ما  یاری رسانده اند(قد تبین الرشد من الغی )و اینجاست که رحمت الهی در آیه ی 21 سوره ی نور معنا می شود.

انسان در این کارزار تنها و بی سلاح رها نشده بلکه خداوند او را با شمشیر آگاهی و سپر عشق مجهز نموده وهر آنکه خبر رحمانیت الهی را دریافت کرد پیروز میدان است و اگر نه، مشمول قانون ناآگاهی و در پی آن مغلوب شیطان می گردد. در آیه ی 10 مجادله می فرماید: « شیطان با نجوا ( وسوسه به ناامیدی ) می خواهد مومنان غمگین شوند ولی نمی تواند هیچگونه ضرری به آنها برساند جز به فرمان خدا » فرمان او همان قانون ناآگاهی و سپس شکست است.

     جائی نرسد کس به توانائی خویش        الا تو چراغ رحمتش داری پیش   

وآگاهی رساندن به ما عین رحمانیت اوست .از آنجاکه شیطان درقران عامل وسوسه(فوسوس لهما الشیطان:20اعراف)،تحریک(توزهم ازا:83مریم)،ظاهرفریبی(زین لهم الشیطان:43انعام)،وعده های دروغین(یعدهم الشیطان:120نسا)،فراموشی(فانساه الشیطان:42یوسف)،عصیان(ان الشیطان کان للرحمن عصیا:44مریم)،گمراهی(استهوته الشیطان:71انعام)و....معرفی شده است وبه آگاهی ودانستن او هیچ اشاره ای نشده میتوان او را سمبل ظلمت وجهل،مجاز وفریب،قدرت ومنیت،ظاهر وسکون دانست.در جواب اوکه می گوید من چیزی می بینم که شما نمی بینید می توان گفت تو می بینی ولی نمی دانی عشق را وحدت و ایثار را وجد و سرور را که رانده شده از آنهایی. آنچه را که تو می بینی من نمی بینم ولی می دانم؛ دانستنی که تنها در پرتو رحمت او ممکن است. می توان به شیطان فخر فروخت زیرا دانستن،مرتبه بالاتر دیدن است و این دانایی طی جوانه زدن انگیزه و سئوال و از پس آن رویش آگاهی اتفاق می افتد. ثمره ی حیرت و پویایی که خداوند در نهاد ما زمینه سازی نموده که از نعم و الطاف اوست. بارش باران رحمت، بذر اشتیاق وجود را نمناک می کند و دیری نمی پاید که کویر ترک خورده ی ندانستن مبدل به سبزه زاری از آگاهی می گردد و آن هم بسادگی رسیدن یک خبر و به برکت اتصال با حلقه ی رحمانیت عام الهی.همچون برق یک آذرخش و سروش آسمانی رعد !


لینک به نوشته |
غلبه برخشم شنبه یازدهم مهر 1388--حسن بردستانی
 - خود را دوست داشته باشید تا هرگز گرفتار خشم‌های مخرب نخواهید شد. 
۲ - خود را از شر توقعاتی كه از دیگران دارید نجات دهید. 
۳ - رفتارهای خشم برانگیز را بررسی كنید و راهی صحیح برای ابراز احساسات خود بیابید. 
۴ - در هنگام عصبانیت سعی كنید پیش كسی بروید كه برای او احترام خاصی قایل هستید و او را دوست دارید. 
۵ - لحظات عصبانیت خود را با قید زمان و مكان و واقعه‌ای كه باعث عصبانیت شما شده یادداشت كنید. 
۶ - از شخصی كه دوستش دارید بخواهید تا هنگام عصبانیت‌، به شما با گفتار یا اشاره‌های توافق شده‌، هشدار دهد. 
۷ - پس از بروز خشم اعلام كنید كه خطا كرده‌اید. 
۸ - یاد بگیرید كه اگر چیزی را دوست ندارید. اما از آن عصبانی هم نشوید. 
۹ - یاد بگیرید كه هر كس حق دارد چیزی باشد كه خودش انتخاب كرده‌. 
۱۰ - ادای عصبانیت را در آورید. 
۱۱ - عصبانیت خود را به تعویق اندازید. 
۱۲ - در لحظه خشم‌، از افكار خود آگاهی پیدا كنید. 
۱۳ - شوخ طبعی را در خود پرورش دهید. 
۱۴ - زمان حال خود را با خشم و عصبانیت به هدر ندهید. 
۱۵ - زندگی را سخت نگیرید. 
۱۶ - خود را ارزشمند بدانید و اجازه ندهید دیگران اختیار شما را در دست بگیرند. 
۱۷ - یاد بگیرید تا اعمال و عقاید دیگران شما را پریشان و آشفته نسازد. 
۱۸ - به خاطر داشته باشید كه دیگران حق دارند با آن چه دلخواه شماست همراه نباشند. 
۱۹ - به یاد داشته باشید كه دیگران نمی‌توانند همیشه به میل شما رفتار كنند. 
۲۰ - اگر فكر می‌كنید كه با بلندتر كردن صدایتان طرف مقابل ساكت می‌شود. بیاموزید تا احساس خود را به او نشان دهید، اما كاری نكنید كه عصبانی شود. 
۲۱ - یاد بگیرید كه در برابر یأس و ناكامی به شكل تازه‌ای از خود واكنش نشان دهید. 
۲۲ - خشم خود را به نحوی كه آثار مخرب نداشته باشد، ابراز كنید. 
۲۳ - بیاموزید كه دنیا هرگز آن طور كه شما می‌خواهید، نخواهد بود.

لینک به نوشته |
آنفولانزای خوکی شنبه یازدهم مهر 1388--حسن بردستانی

آنفولانزای خوکی یک بیماری تنفسی خوک هاست که در میان خوک ها درصد مرگ و میر بالا و کشندگی زیادی ندارد .این آنفولانزا می تواند در پرندگان و انسان ایجاد بیماری نماید .

همچنین می تواند از یک انسان به انسان دیگری منتقل گردد. ویروسهای آنفولانزا وقتی از یک خوک به خوک دیگر یا انسان منتقل می شود می توانند تغیر شکل داده و نوع رفتارش نیز تغییر کند تا به حال چهار نوع ویروس آنفولانزای خوکی جدا شده است .

تاریخچه :

از تاریخ ٢۵ اوریل ٢٠٠٩(  ۵ اردیبهشت ماه ٨٨)اخبار مربوط به شیوع آنفولانزای خوکی در صدر اخبار رسانه ها قرار گرفت که از مکزیک و آمریکا شروع شد و در حال حاظر در حال گسترش است .بیشترین شدت ابتلاء بیماری در مناطق مکزیک ایجاد شده است و در سایر کشور ها شدید نبوده است و بسیاری از افراد مبتلا بدون بستری شدن در بیمارستان تحت درمان قرار گرفته اند .

نشانه های آلودگی به آنفولانز ای خوکی در انسان :

مانند آنفولانزای فصلی در انسان است .تب ،بی حالی ،بی اشتهایی.سرفه ،گاهی آبریزش بینی ،در مواردی گلو درد و تهوع و استفراغ و اسهال گزارش شده است .

چگونگی انتشار ویروس آنفولانزای خوکی به انسان :

١- مستقیم از خوک به انسان

٢-انتقال از انسان به انسان دیگر همانند آنفولانزای فصلی از طریق سرفه کردن و عطسه

٣-از طریق تماس و دست زدن به وسایل آلوده سپس دست زدن به دهان و چشم ها و انتقال آن به فرد

راه تشخیص بیماری :

نمونه ترشحات تنفسی در ۵-۴ روز اول بیماری جمع آوری و آزمایش می گردند . با این حال بعضی از افراد مخصوصاً کودکان ممکن است ویروس را به مدت ١٠ روز یا بیشتر در اطراف خود بخش و به سایرین انتقال دهند .

درمان بیماری :

به دارو های آمانتادین و ریمانتادین از دسته دارو های ضد ویروسی مقاوم ولی به Oselteminr و Zamamivir حساس بوده و قابل درمان می باشد . در کنار آن استراحت در منزل و مر اقبت های خاص آنفولانزای انسانی نیز در در مان این بیماری موثر است.

واکسن :

نظر به اینکه با ویروس آنفولانزای انسانی متفاوت می باشد بنابراین واکسن های ضد آنفولانزای انسانی فقط برای یک نوع از چهار نوع ویروس آنفولانزای خوکی کمک کننده میباشد .

البته خبر های مبنی بر تولید واکسن این بیماری شنیده می شود که صحت و درستی آن معلوم نیست .

 

چگونه از ابتلا به این بیماری خود را محافظت نمائیم ؟

احتیا ط های لازم را به کار ببندید ،آنفولانزای خوکی مانند هر نوع سرما خوردگی دیگر از راه تماس ،سرفه و عطسه منتقل می شود .بنابراین :

١-در هنگام احوالپرسی بیماران و یا استقبال از مسافران خارج از کشور از در آغوش گرفتن ،بوسیدن و دست دادن خودداری نمایید .

٢-دست ها را بطور منظم با آب و صابون بشوئید .

٣- از مالیدن و تماس دست ها به چشم ،دهان و بینی خودداری کنید .

۴-در صورت تماس با بیماران فاصله حداقل یک متری را رعایت نموده و ترجیحاً از ماسک استفاده نمایید .


لینک به نوشته |
شیطان پنجشنبه دوم مهر 1388--حسن بردستانی

راههای شیاطین برای گمراه کردن انسانها و نحوه مقابله باآنها

انسان وقتی در کالبد فیزیکی زندگی می کند اکثرا اسیر حیله های چون،جهل،طمع،شهوت،قدرت و ثروت می شود و شیاطین برای گمراه کردن انسانها از این حیله ها استفاده می کنند،و اکثرا انسان وقتی به سن بلوغ نرسیده از جهل انسان برای گمراه کردن استفاده می کند و پس از اینکه انسان به سن بلوغ رسید از حیله شهوت استفاده می کند،و توسط این حیله اکثر جوانها را به گمراهی سوق می دهد،بهترین ابزار برای گمراه کردن جوانان این حیله یعنی حیله شهوت است،خدا می داند که با استفاده از این شیوه شیاطین چه جوانهای پاکی را تا مرز نا بودی پیش برده اند،بهترین دوران زندگی انسان یعنی دوران جوانی با این حیله اکثرا تباه می شود و انسان پس از گذر از این دوره توسط حیله های دیگر که طمع قدرت و ثروت می باشد اسیر می شوند.
همیشه به یاد داشته باشید که شیاطین و نیروهای منفی به شدت باهوش و زیرک هستند و همیشه بهترین راه را برای گمراه کردن انسانها استفاده می کنند و اولین ورودشان به ذهن انسان از طریق فکر منفی می باشد،یعنی اول فکر گناه را وارد ذهنتان می کنند،پس از نفوذ فکر منفی حال نوبت به عمل می رسد،یعنی اگر شما بتوانید فکر منفی را از ذهنتان دور کنید یا با آن مقابله کنید،اسیر حیله های شیطان نمی شوید،حال اگر نتوانستید با افکار منفی که به ذهنتان نفوذ می کنند مقابله کنید به خداوند پناه ببرید و از روشهای گفته شده در این وبلاگ استفاده کنید،اگر نتوانستید از دست شیاطین خلاص بشید و مرتکب گناه شیدید سریعا توبه کنید و از خداوند متعال طلب بخشش بکنید،توبه کردن اثر گناه را تا حدودی کاهش می دهد،ببینید شیطان اکثرا از چه راههایی برای گمراه کردن شما استفاده می کند با آنها مقابله کنید و سعی کنید هر حمله ای را در نطفه خفه کنید به شیاطین اجازه ندهید که در مغز شما راه پیدا کنند و وسیله هایی را که شیطان با استفاده از آن شما را گمراه می کند از بین ببرید و از منطقه که احتمال می رود در آن مرتکب گناه شوید دوری کنید

 


لینک به نوشته |
لامپ اضافی خاموش دوشنبه سی ام شهریور 1388--حسن بردستانی

لامپ اضافي خاموش

ملانصرالدين داشت سخنراني مي کرد که : هرکس چند زن داشته باشد به همان تعداد چراغ در بهشت برايش روشن مي شود. ناگهان در ميان جمعيت ، زن خود را ديد. هول کرد و گفت : البته هرگز نشه فراموش لامپ اضافي خاموش.


لینک به نوشته |
وجدان شنبه بیست و یکم شهریور 1388--حسن بردستانی

وجدان

وجدان انسان درمعرض آفات و خطرات بسیاری است و اغلب این آفات به عكس آن چیزهایی هستند كه سازنده وجدان بودند. به عبارت دیگر در اثر تأثیر پذیری انسان از امور ناروا ، وجدان دچار انحراف و آفت گردیده و آن چنان دگرگون می گردد كه حتی از قتل و مرگ دیگران هم واهمه ای ندارد و در برابر ناروایی ها آشفته و پریشان نمی گردد.

تن دادن به خطا و تكرار آن سبب می شود كه وجدان انسان صدمه ببیند و از مسیراصلی خود منحرف گردد. درچنان صورتی است كه دیگر صدای نیك و بد را نمی شنود و حتی بدی و نیكی در ذهن او جای خود را عوض می كنند و هستی و منافع دایمی او را در معرض خطر می اندازند.

سركوب كردن فطریات و تن دادن به امری كه خلاف فطرت است خود برای وجدان آفت می آفریند و آن را بیمار می سازد و چنین فردی همانند كسی است كه دائماً درخواب است و نیك را از بد  تشخیص نمی دهد و نمی داند بر سر او چه می گذرد و حتی از رسوایی خود بی خبر است .

خطر منحرف وجدان

خطر این انحراف به حدی است كه آدمی را از حد انسانیت دور می سازد و او را  در وضع و موقعیتی قرارمی دهد كه ملامت نفس او را ناراحت نمی كند و پلیس باطنی در پی او نیست. قطعاً آن كس كه راهنمایی و ناصحی از درون نداشته باشد تن به هر كاری خواهد داد . جنایتكاران و جانیان درآغاز افرادی خطرناك نبودند، ولی به تدریج كه تن به جنایت می دهند و زشتی عمل را در خود پذیرا می شوند به مرحله ای می رسند كه نه تنها از خیانت و جنایت خود احساس شرم نمی كنند ، بلكه در مواردی از آن لذت هم می برند . به همین دلیل سعی و كوشش مربیان باید متوجه این امر باشد كه هرگز لغزش و انحرافی برای وجدان پدید نیاید وهرگاه كه كودك در مسیر انحراف قرار گرفت از طریق به كاربردن شیوه های تربیتی او را به راه آورند و یا در برابر او سدی ایجاد كنند.

 


لینک به نوشته |
روزشمار ماه مبارك رمضان پنجشنبه دوازدهم شهریور 1388--حسن بردستانی

روزشمار ماه مبارك رمضان

شب اول رمضان: شب نزول صحف به حضرت ابراهيم عليه‌السلام

1 رمضان: وفات نايب اول امام عصر(عج) جناب عثمان بن سعيد

3 رمضان: وفات يار وفادار امام زمان(عج)  جناب شيخ مفيد

8 رمضان: ولادت حضرت مريم(س)

10 رمضان: بسته شدن عقد اخوت ميان پيامبر و علي عليه‌السلام و نيز بين اصحاب با يكديگر

13 رمضان: نازل شدن انجيل

15 رمضان: ولادت باسعادت امام حسن مجتبي عليه‌السلام

18 رمضان: نازل شدن زبور داوود عليه‌السلام

شب 19 رمضان: ضربت خوردن حضرت علي عليه‌السلام و شب احيا

شب 21 رمضان: شهادت حضرت علي عليه‌السلام و شب احيا

شب 23 رمضان: شب احيا و احتمال شب قدر بودن اين شب بيشتر است.

25 رمضان: ولادت حضرت سليمان بن داود

26 رمضان: نازل شدن صحف به حضرت ادريس

 


لینک به نوشته |